عکس روز
نظرسنجی: لالیگا
کدام تیم فاتح فصل جدید رقابت های لالیگا می شود؟
تبلیغات

اشتراک خبرنامه
اشتراک در خبرنامه

مشنور اخلاقى، حالا حكايت شماره يك فوتبال ايران است. فوتبالى كه در روزگار حذف شدن از جام جهانى به يكباره سرش با منشور اخلاقى چنان گرم شد كه كسى از ديگرى نمى پرسد: راستى چه شد كه به جام جهانى رفتيم؟! منشور اخلاقى، حالا تبديل شده به توتم فدراسيون فوتبال. چيزى كه بايد به آن احترام گذاشت و سمتش نرفت و از آن بى چون و چرا اطاعت كرد كه اگر نكنى، تبعيد مى شوى به ليگ دسته اول.
•••
«آرمانشهر» يا «اتوپيا» آرزوى چند هزار ساله فيلسوفانى است كه دلشان لك زده براى جامعه اى كامل و بى نقص. «آرمانشهر» شايد هزار و يك تعريف داشته باشد اما در حقيقت تنها و تنها يك تعريف ساده براى آن متصور است. «جايى كه در آن همه چيز سر جاى خودش باشد» اين آرمانشهر رويايى هنوز خلق نشده، هنوز ابداع نشده. كسى چه مى داند؟ شايد در طول تاريخ چند هزار ساله بشر، روزگارى هم بوده كه همه چيز سرجاى خودش قرار داشته. امروز اما اينگونه نيست. اصولاً وقتى از خلق يك آرمانشهر سخن مى گوييم، بحث بر سر «ابداع لحظه اى» نيست. بحث بر سر دوام آن است. خردمندان، چشم انتظار آرمانشهرى نيستند كه فقط براى ثانيه اى و لحظه اى دوام بياورد. آنها به بقا فكر مى كنند. به اينكه در آرمانشهرى زندگى كنند كه در آن زيستن، داراى پرارزش ترين مفهوم خود باشد. اين جان كلام آرمانشهر رويايى است.
•••
فوتبال ايران هم اكنون در بحرانى ترين شرايط خود قرار دارد. بحث اصلاً بر سر حذف شدن از جام جهانى يا نتايج نامناسب تيم هاى باشگاهى ما در آسيا نيست. بحث بر سر چيز ديگرى است به نام «وداع با ارزش ها». امروزه فوتبال باشگاهى ايران در متن و بطن خود، خلق كننده كدام حركت اخلاقى است؟ كدام اتفاق اجتماعى، كدام رسالت بزرگ اخلاقى، كدام حركت زيباى انسان را در فوتبال باشگاهى ايران مشاهده كرده ايد؟ بياييد براى ساعتى با هم رو راست باشيم و نقاب ها را از چهره برداريم. فوتبال ايران مايه دستيابى به كدام سعادت بشرى است؟ كدام حركت انسانى در آن پايه گذارى شده؟ اخلاق در كجاى فوتبال بى اخلاق امروز ما به تبلور مى رسد؟ آيا مى توانيم از ياد ببريم يا انكار كننده اين واقعيت تلخ باشيم كه فوتبال ايران نه تنها هيچ شانسى براى رسيدن به آرمانشهر ندارد، بلكه اساساً خود فوتبال تبديل شده به نيمه تاريك آن. يعنى «ضد آرمانشهر». يكبار ديگر با هم مرور كنيم. فوتبال باشگاهى ايران «دولتى- صنعتى- خصوصى» است. خصوصى بودن آن هنوز در اقليت است و زور «دولتى- صنعتى» بر آن مى چربد. فوتبال باشگاهى ايران در اين كه امروز ديده مى شود، با كدام مشخصه هاى دولتى سازگارى دارد؟ آيا «ارزش ساز» است؟ آيا محل تبليغ ايدئولوژى دولتى است؟ آيا در ذات با دولت سياست هاى آن پيوند دارد؟ آيا فوتبال ايران به ارزش هاى دولتى كه بر سر سفره آن نشسته وفادار است؟ آيا حركت هايى كه در فوتبال باشگاهى دولتى صورت مى گيرد براى خود دولت قابل قبول است؟ برويم در بحث فوتبال صنعتى. فوتبال صنعتى با كدام مشخصه هاى يك صنعت همخوانى دارد؟ يادمان باشد كه از چه حرف مى زنيم. صنعت در ذات سودآور است و به دنبال سودآورى و فوتبال امروز ايران در هيچ شاخصه اى به سودآورى نمى رسد. در فوتبال ايران پول زياد از جيب دولت يا صنعت يا بخش خصوصى خارج مى شود اما خبرى از سودآورى نيست. براى اينكه اساس فوتبال ايران «سودآورى» تعريف نشده. فوتبالى كه در آن نه بليت فروشى مستقل داريم نه حق پخش در خدمت باشگاه اسپاسنرهاى خصوصى و نه تبليغات دور زمين كه در خدمت تيم ها باشد، چگونه و بر چه اساس مى تواند سودآور باشد؟ بياييد با هم رو راست باشيم. به مديران باشگاهى ايران چه اختياراتى مى دهيم كه از آنها طلب سودآورى مى كنيم؟
•••
ما با فوتبالى طرف هستيم كه عمده مخارج آن را دولت مى پردازد و اين پرداخت دولتى، مدتهاست كه از حد و حساب خارج شده. از منظر دولت، چوب خط فوتبال پر شده و حالا موقع حساب پس دادن آن است. اين حساب پس دادن فعلاً در قالب طرحى به نام «منشور اخلاقى» آغاز شده. هشدار و زنهار كه اگر اين طرح نباشد و به موفقيت نرسد، طرح ديگرى در كار نخواهد بود. در فوتبال را تخته مى كنند! دولت به عنوان كسى كه صورت حساب ها را مى پردازند اگر از سرمايه گذارى در ورزش به سود نمى رسد حداقل انتظار دارد كه در حفظ ظاهر و حفظ احترام دولتى، كوتاهى نشود. بحث بر سر سالم سازى نيست. بحث بر سر پنهان سازى هم نيست. بحث بر سر يك چيز ساده است. دولتى كه ساليانه 200 ميليارد تومان براى فوتبال هزينه مى كند، امروز حداقل انتظارش اين است كه فوتبال، شهروند سپاسگويى باشد، شاكر و مهربان و بااخلاق. بحث بر سر فوتبال سالم نيست. بحث بر سر ناسالمى است. دولت نيامده كه منجى فوتبال باشد. دولت نمى خواهد فوتبال سياه ايران تبديل شود به فوتبالى سپيد و صددرصد سالم و پاك و پاكيزه. دولت رويايى فكر نمى كند، دولت اما قصد دارد فوتبال ايران حداقل «خاكسترى روشن» شود. حداقل از سياهى ميل پيدا كند به سپيدى. دولت مى كوشد تا فوتبالى كه سالانه 200 ميليون تومان برايش خرج دارد را بياورد داخل خط اعتدال. نگاه نكنيم به ريش و سيبيل. بحث بر سر اين چيزها نيست. بحث بر سر پايبند بودن به حداقل هاست.
•••
فوتبال آرمانشهرى نمى خواهيم. فوتبال بسيار پاك و منزه و انسان ساز نمى خواهيم. فوتبال به مثابه يك مكتب اخلاقى كه كارش توليد انسان هاى وارسته و معتكف به نفس باشد، نمى خواهيم. ما فوتبال را همانطور مى خواهيم كه بايد باشد. از ديدگاه اخلاقى، تشويق كننده جوان ها به ميل پيدا كردن به سمت ورزش از ديدگاه اقتصادى، يك صنعت رو به جلو كه اگر هم فعلاً نمى تواند به سودآورى برسد در زيان دادن نيز پيشقدم نباشد بلكه حداقل در اين قضيه به حداقل برسد. از ديدگاه دولتى، كنترل كننده هيجانات ملى و تقويت كننده احساس اعتماد به نفس در شهروندان. «منشور اخلاقى» در اين راه تنها «انتخاب» ماست. اگر با آن كنار نياييم، در فوتبال تخته مى شود. اين حقيقت تلخى است كه دست من و شما نيست.
•••
دو انتخاب داريم. با «منشور اخلاقى» متحد باشيم و بكوشيم تا از آن به عنوان يك اسلحه يا يك اهرم براى تكان دادن فوتبال ايران استفاده كنيم و يا اينكه با آن مقابله كنيم و آخرين شانس براى داشتن فوتبالى سالم را از دست ندهيم.
منبع:ابرار ورزشی
•••
«آرمانشهر» يا «اتوپيا» آرزوى چند هزار ساله فيلسوفانى است كه دلشان لك زده براى جامعه اى كامل و بى نقص. «آرمانشهر» شايد هزار و يك تعريف داشته باشد اما در حقيقت تنها و تنها يك تعريف ساده براى آن متصور است. «جايى كه در آن همه چيز سر جاى خودش باشد» اين آرمانشهر رويايى هنوز خلق نشده، هنوز ابداع نشده. كسى چه مى داند؟ شايد در طول تاريخ چند هزار ساله بشر، روزگارى هم بوده كه همه چيز سرجاى خودش قرار داشته. امروز اما اينگونه نيست. اصولاً وقتى از خلق يك آرمانشهر سخن مى گوييم، بحث بر سر «ابداع لحظه اى» نيست. بحث بر سر دوام آن است. خردمندان، چشم انتظار آرمانشهرى نيستند كه فقط براى ثانيه اى و لحظه اى دوام بياورد. آنها به بقا فكر مى كنند. به اينكه در آرمانشهرى زندگى كنند كه در آن زيستن، داراى پرارزش ترين مفهوم خود باشد. اين جان كلام آرمانشهر رويايى است.
•••
فوتبال ايران هم اكنون در بحرانى ترين شرايط خود قرار دارد. بحث اصلاً بر سر حذف شدن از جام جهانى يا نتايج نامناسب تيم هاى باشگاهى ما در آسيا نيست. بحث بر سر چيز ديگرى است به نام «وداع با ارزش ها». امروزه فوتبال باشگاهى ايران در متن و بطن خود، خلق كننده كدام حركت اخلاقى است؟ كدام اتفاق اجتماعى، كدام رسالت بزرگ اخلاقى، كدام حركت زيباى انسان را در فوتبال باشگاهى ايران مشاهده كرده ايد؟ بياييد براى ساعتى با هم رو راست باشيم و نقاب ها را از چهره برداريم. فوتبال ايران مايه دستيابى به كدام سعادت بشرى است؟ كدام حركت انسانى در آن پايه گذارى شده؟ اخلاق در كجاى فوتبال بى اخلاق امروز ما به تبلور مى رسد؟ آيا مى توانيم از ياد ببريم يا انكار كننده اين واقعيت تلخ باشيم كه فوتبال ايران نه تنها هيچ شانسى براى رسيدن به آرمانشهر ندارد، بلكه اساساً خود فوتبال تبديل شده به نيمه تاريك آن. يعنى «ضد آرمانشهر». يكبار ديگر با هم مرور كنيم. فوتبال باشگاهى ايران «دولتى- صنعتى- خصوصى» است. خصوصى بودن آن هنوز در اقليت است و زور «دولتى- صنعتى» بر آن مى چربد. فوتبال باشگاهى ايران در اين كه امروز ديده مى شود، با كدام مشخصه هاى دولتى سازگارى دارد؟ آيا «ارزش ساز» است؟ آيا محل تبليغ ايدئولوژى دولتى است؟ آيا در ذات با دولت سياست هاى آن پيوند دارد؟ آيا فوتبال ايران به ارزش هاى دولتى كه بر سر سفره آن نشسته وفادار است؟ آيا حركت هايى كه در فوتبال باشگاهى دولتى صورت مى گيرد براى خود دولت قابل قبول است؟ برويم در بحث فوتبال صنعتى. فوتبال صنعتى با كدام مشخصه هاى يك صنعت همخوانى دارد؟ يادمان باشد كه از چه حرف مى زنيم. صنعت در ذات سودآور است و به دنبال سودآورى و فوتبال امروز ايران در هيچ شاخصه اى به سودآورى نمى رسد. در فوتبال ايران پول زياد از جيب دولت يا صنعت يا بخش خصوصى خارج مى شود اما خبرى از سودآورى نيست. براى اينكه اساس فوتبال ايران «سودآورى» تعريف نشده. فوتبالى كه در آن نه بليت فروشى مستقل داريم نه حق پخش در خدمت باشگاه اسپاسنرهاى خصوصى و نه تبليغات دور زمين كه در خدمت تيم ها باشد، چگونه و بر چه اساس مى تواند سودآور باشد؟ بياييد با هم رو راست باشيم. به مديران باشگاهى ايران چه اختياراتى مى دهيم كه از آنها طلب سودآورى مى كنيم؟
•••
ما با فوتبالى طرف هستيم كه عمده مخارج آن را دولت مى پردازد و اين پرداخت دولتى، مدتهاست كه از حد و حساب خارج شده. از منظر دولت، چوب خط فوتبال پر شده و حالا موقع حساب پس دادن آن است. اين حساب پس دادن فعلاً در قالب طرحى به نام «منشور اخلاقى» آغاز شده. هشدار و زنهار كه اگر اين طرح نباشد و به موفقيت نرسد، طرح ديگرى در كار نخواهد بود. در فوتبال را تخته مى كنند! دولت به عنوان كسى كه صورت حساب ها را مى پردازند اگر از سرمايه گذارى در ورزش به سود نمى رسد حداقل انتظار دارد كه در حفظ ظاهر و حفظ احترام دولتى، كوتاهى نشود. بحث بر سر سالم سازى نيست. بحث بر سر پنهان سازى هم نيست. بحث بر سر يك چيز ساده است. دولتى كه ساليانه 200 ميليارد تومان براى فوتبال هزينه مى كند، امروز حداقل انتظارش اين است كه فوتبال، شهروند سپاسگويى باشد، شاكر و مهربان و بااخلاق. بحث بر سر فوتبال سالم نيست. بحث بر سر ناسالمى است. دولت نيامده كه منجى فوتبال باشد. دولت نمى خواهد فوتبال سياه ايران تبديل شود به فوتبالى سپيد و صددرصد سالم و پاك و پاكيزه. دولت رويايى فكر نمى كند، دولت اما قصد دارد فوتبال ايران حداقل «خاكسترى روشن» شود. حداقل از سياهى ميل پيدا كند به سپيدى. دولت مى كوشد تا فوتبالى كه سالانه 200 ميليون تومان برايش خرج دارد را بياورد داخل خط اعتدال. نگاه نكنيم به ريش و سيبيل. بحث بر سر اين چيزها نيست. بحث بر سر پايبند بودن به حداقل هاست.
•••
فوتبال آرمانشهرى نمى خواهيم. فوتبال بسيار پاك و منزه و انسان ساز نمى خواهيم. فوتبال به مثابه يك مكتب اخلاقى كه كارش توليد انسان هاى وارسته و معتكف به نفس باشد، نمى خواهيم. ما فوتبال را همانطور مى خواهيم كه بايد باشد. از ديدگاه اخلاقى، تشويق كننده جوان ها به ميل پيدا كردن به سمت ورزش از ديدگاه اقتصادى، يك صنعت رو به جلو كه اگر هم فعلاً نمى تواند به سودآورى برسد در زيان دادن نيز پيشقدم نباشد بلكه حداقل در اين قضيه به حداقل برسد. از ديدگاه دولتى، كنترل كننده هيجانات ملى و تقويت كننده احساس اعتماد به نفس در شهروندان. «منشور اخلاقى» در اين راه تنها «انتخاب» ماست. اگر با آن كنار نياييم، در فوتبال تخته مى شود. اين حقيقت تلخى است كه دست من و شما نيست.
•••
دو انتخاب داريم. با «منشور اخلاقى» متحد باشيم و بكوشيم تا از آن به عنوان يك اسلحه يا يك اهرم براى تكان دادن فوتبال ايران استفاده كنيم و يا اينكه با آن مقابله كنيم و آخرين شانس براى داشتن فوتبالى سالم را از دست ندهيم.
منبع:ابرار ورزشی
بازگشت




