عکس روز
نظرسنجی: لیگ قهرمانان آسیا
با توجه به قرعه کشی لیگ قهرمانان آسیا، قرعه کدام نماینده ایران دشوارتر است؟
تبلیغات


اشتراک خبرنامه
اشتراک در خبرنامه
فلاش بک:
پرویز برومند را همه ما به خاطر داریم. دروازبان خوش آتیه ای که در دوره ای حمیدرضا بابایی و در دوره ای دیگر هادی طباطبائی را نیمکت نشین كرد و لباس تیم ملی را نیز بر تن كرد تا همگان براین باور باشند که جانشین قابل اتكایی برای عابدزاده پا به عرصه ظهور گذاشته است.
خروج های او از دروازه همیشه مطمئن بود و به هیچ مهاجمی در محوطه جریمه فرصت سرزنی نمیداد. شوت های زمینی را به راحتی مهار می کرد و خلاصه یلی بود و یالی داشت.
او میرفت تا عابدزاده ای جدید باشد ولی دو حادثه یا بهتر است بگوییم دو سناریوی تلخ او را از عرش به فرش رساند و زمین گیرش کرد.
سناریوی دوم
همان مشت معروف پرویز برومند بود که اورا 9 ماه خانه نشین کرد. یک لحظه غفلت، یک لحظه از کوره در رفتن باعث شد اعتبار و آبروی فوتبالی او به زیر سوال برود. شاید بتوان این سناریو را به سناریوی ماتراتزی و زیدان در فینال جام جهانی تشبیه کرد، البته پر رنگ تر و تراژدیك تر...
سناریوی اول
اما این بار نه مشتی در كار بود نه کبودی آن زیرچشم دیگران تا مدرکی باشد بر تایید این موضوع! همه چیز یک حدس و گمان بیش نبود و شاید هم تنها یک تهمت، این از بی رحمی های فوتبالی است که سرمربی وقت تیم نتایج ضعیف خود را برگردن مسائل غیر فنی و کم فروشی و تبانی بازیکنانش بگذارد. اما مقصر این سناریوی خشن نه دشمنان او، بلکه خود پرویز بود که با گفتن جمله"ببین فردا خودت سرمربی هستی که به من امر و نهی میکنی" گور خود را کند و انگشت اتهام را به سمت خودش چرخاند.
عاقبت پرویز:
اگرچه سناریوی اول به شدت و وضوح دومی نبود و دلایل اثبات آن نیز غیر ملموس تر اما باند ها و ائتلاف های بد خواهان این قدرت را داشتند تا قدرت تخریبی این سناریو را تا چند برابر بزرگ نمایی کرده و آینده و استعدادهای برومند را هرز بروانند و ضربه روحی شدیدی بر او وارد کنند که حتی نتواند از فرصت هایی که بعداً در اختیارش قرار گرفت نهایت استفاده را ببرد و جایگاهش را در استقلال به وحید طالب لو و در تیم ملی به ابراهیم میرزاپور واگذار کند. و اکنون برای منِ نگارنده و شمای هوادار چه توفیری دارد که پرویز الآن خانه نشین باشد و یا گلر سوم تیم راه آهن؟
و اما برومند جدید فوتبال ایران:
"آندریاس کوپکه" دروازبان سال های دور تیم ملی آلمان میگوید: "هیچ گاه از ضربات پنالتی نمیترسم، بلکه از آن استقبال میکنم، زیرا اگر گل بخورم کسی مرا شماتت نمیکند ولی اگه آن را مهار کنم ستاره زمین میشوم." وحید طالب لو نیز شاید با همین تصور جلوی پنالتی ها می ایستد و این باعث آسان شدن مهار ضربه ها برای او میشود. و همین دید باعث شد قلعه نوعی در بازی با کره یک تعویض اش را به او اختصاص دهد تا مثل همیشه برای او پنالتی مهار کند و البته طالب لو که بابت نیمکت نشینی ضربه روحی شدیدی خورده بود یک شمشیر دولبه در پیش چشم اش می دید. اگر موفق می شد وجهه او نزد مربیان تیم ملی و افكار عمومی فوتبال دوستان تا حد قابل ملاحضه ای بالا میرفت و شاید حتی به چشم یک قهرمان ملی او را می نگریستند ولی اگر ناموفق ظاهر می شد...
آری، حتی اندک روحیه ای که برایش باقی مانده بود را از دست میداد و طبعات آن تا سالیان سال روی دوش او سنگینی می کرد و متاسفانه این اتفاق شوم برای وحید ما رخ داد.
این را در کنار جدایی رحمتی از استقلال قرار دهید تا حاشیه امنیتی که برایش از سم مضر تر بود و حکم تیر خلاصی داشت بر پیکر نیمه جان دروازبانی وحید در استقلال برایش فراهم شد تا بشود آن چه نباید می شد! بهترین دروازبان فوتبال ما اکنون یکی از ضعیف ترین کارنامه های لیگ را برجای گذاشته است و به جایی رسیده است که دیگر گل زدن به او برای هیچ کس کار سختی نیست.
اما این آخرین رشته از نوار بدشانسی های وحید نیست، مهم ترین بدبیاری او این است که همه این اتفاقات زمانی برای وحید افتاده است که همان ائتلاف تخریب گری که دامن گیر برومند شد اکنون پس از سالها مجددا روی کار آمده است و احتمالاً فرصت جبران هیچ اشتباهی را به وحید نمی دهند و حتی زمزمه هایی به گوش میرسد که نشان می دهد پیش پرده این سناریو نیز نوشته شده است و وحید را به علت بازی های دور از انتظارش متهم به کم فروشی و تبانی با سرمربی سابق می كنند و وای بر روزی که این گروه به خاطر نتایج ضعیف برکنار شوند!
البته وحید را به خوبی میشناسیم و مطئنیم او نه مشتی به صورت دیگری روانه می كند و نه از دستورات سرمربی تیمش سرپیچی خواهد کرد ولی این سناریو نویسان هستند که اندازه تقصیر کسی را بالا برده و یا کاهش میدهند. پس وحید اگر هوشیار نباشد او را نیز زمین خواند زد و باعث از بین رفتن آینده فوتبالی این دروازبان جوان و بااستعداد خواهند شد و این چیزی است که هیچ كس دوست نداری. در این میان پیشنهاد ما به وحید این است كه با پرویز مشورت کند و از او جویا شود كه چه به روزش آمده و چه راه خطیری پیش روی اوست...
***
در انتها همین جا از وحید خواهش میکنیم به خود بیاید و همان دروازه بان شکست ناپذیر سالهای گذشته شود و دربی قطعاً بهترین فرصت برای اوست. شاید مهار یک پنالتی . شاید.....
پس وحید جان برای ما نه. برای خودت بجنگ.
پرویز برومند را همه ما به خاطر داریم. دروازبان خوش آتیه ای که در دوره ای حمیدرضا بابایی و در دوره ای دیگر هادی طباطبائی را نیمکت نشین كرد و لباس تیم ملی را نیز بر تن كرد تا همگان براین باور باشند که جانشین قابل اتكایی برای عابدزاده پا به عرصه ظهور گذاشته است.
خروج های او از دروازه همیشه مطمئن بود و به هیچ مهاجمی در محوطه جریمه فرصت سرزنی نمیداد. شوت های زمینی را به راحتی مهار می کرد و خلاصه یلی بود و یالی داشت.
او میرفت تا عابدزاده ای جدید باشد ولی دو حادثه یا بهتر است بگوییم دو سناریوی تلخ او را از عرش به فرش رساند و زمین گیرش کرد.
سناریوی دوم
همان مشت معروف پرویز برومند بود که اورا 9 ماه خانه نشین کرد. یک لحظه غفلت، یک لحظه از کوره در رفتن باعث شد اعتبار و آبروی فوتبالی او به زیر سوال برود. شاید بتوان این سناریو را به سناریوی ماتراتزی و زیدان در فینال جام جهانی تشبیه کرد، البته پر رنگ تر و تراژدیك تر...
سناریوی اول
اما این بار نه مشتی در كار بود نه کبودی آن زیرچشم دیگران تا مدرکی باشد بر تایید این موضوع! همه چیز یک حدس و گمان بیش نبود و شاید هم تنها یک تهمت، این از بی رحمی های فوتبالی است که سرمربی وقت تیم نتایج ضعیف خود را برگردن مسائل غیر فنی و کم فروشی و تبانی بازیکنانش بگذارد. اما مقصر این سناریوی خشن نه دشمنان او، بلکه خود پرویز بود که با گفتن جمله"ببین فردا خودت سرمربی هستی که به من امر و نهی میکنی" گور خود را کند و انگشت اتهام را به سمت خودش چرخاند.
عاقبت پرویز:
اگرچه سناریوی اول به شدت و وضوح دومی نبود و دلایل اثبات آن نیز غیر ملموس تر اما باند ها و ائتلاف های بد خواهان این قدرت را داشتند تا قدرت تخریبی این سناریو را تا چند برابر بزرگ نمایی کرده و آینده و استعدادهای برومند را هرز بروانند و ضربه روحی شدیدی بر او وارد کنند که حتی نتواند از فرصت هایی که بعداً در اختیارش قرار گرفت نهایت استفاده را ببرد و جایگاهش را در استقلال به وحید طالب لو و در تیم ملی به ابراهیم میرزاپور واگذار کند. و اکنون برای منِ نگارنده و شمای هوادار چه توفیری دارد که پرویز الآن خانه نشین باشد و یا گلر سوم تیم راه آهن؟
و اما برومند جدید فوتبال ایران:
"آندریاس کوپکه" دروازبان سال های دور تیم ملی آلمان میگوید: "هیچ گاه از ضربات پنالتی نمیترسم، بلکه از آن استقبال میکنم، زیرا اگر گل بخورم کسی مرا شماتت نمیکند ولی اگه آن را مهار کنم ستاره زمین میشوم." وحید طالب لو نیز شاید با همین تصور جلوی پنالتی ها می ایستد و این باعث آسان شدن مهار ضربه ها برای او میشود. و همین دید باعث شد قلعه نوعی در بازی با کره یک تعویض اش را به او اختصاص دهد تا مثل همیشه برای او پنالتی مهار کند و البته طالب لو که بابت نیمکت نشینی ضربه روحی شدیدی خورده بود یک شمشیر دولبه در پیش چشم اش می دید. اگر موفق می شد وجهه او نزد مربیان تیم ملی و افكار عمومی فوتبال دوستان تا حد قابل ملاحضه ای بالا میرفت و شاید حتی به چشم یک قهرمان ملی او را می نگریستند ولی اگر ناموفق ظاهر می شد...
آری، حتی اندک روحیه ای که برایش باقی مانده بود را از دست میداد و طبعات آن تا سالیان سال روی دوش او سنگینی می کرد و متاسفانه این اتفاق شوم برای وحید ما رخ داد.
این را در کنار جدایی رحمتی از استقلال قرار دهید تا حاشیه امنیتی که برایش از سم مضر تر بود و حکم تیر خلاصی داشت بر پیکر نیمه جان دروازبانی وحید در استقلال برایش فراهم شد تا بشود آن چه نباید می شد! بهترین دروازبان فوتبال ما اکنون یکی از ضعیف ترین کارنامه های لیگ را برجای گذاشته است و به جایی رسیده است که دیگر گل زدن به او برای هیچ کس کار سختی نیست.
اما این آخرین رشته از نوار بدشانسی های وحید نیست، مهم ترین بدبیاری او این است که همه این اتفاقات زمانی برای وحید افتاده است که همان ائتلاف تخریب گری که دامن گیر برومند شد اکنون پس از سالها مجددا روی کار آمده است و احتمالاً فرصت جبران هیچ اشتباهی را به وحید نمی دهند و حتی زمزمه هایی به گوش میرسد که نشان می دهد پیش پرده این سناریو نیز نوشته شده است و وحید را به علت بازی های دور از انتظارش متهم به کم فروشی و تبانی با سرمربی سابق می كنند و وای بر روزی که این گروه به خاطر نتایج ضعیف برکنار شوند!
البته وحید را به خوبی میشناسیم و مطئنیم او نه مشتی به صورت دیگری روانه می كند و نه از دستورات سرمربی تیمش سرپیچی خواهد کرد ولی این سناریو نویسان هستند که اندازه تقصیر کسی را بالا برده و یا کاهش میدهند. پس وحید اگر هوشیار نباشد او را نیز زمین خواند زد و باعث از بین رفتن آینده فوتبالی این دروازبان جوان و بااستعداد خواهند شد و این چیزی است که هیچ كس دوست نداری. در این میان پیشنهاد ما به وحید این است كه با پرویز مشورت کند و از او جویا شود كه چه به روزش آمده و چه راه خطیری پیش روی اوست...
***
در انتها همین جا از وحید خواهش میکنیم به خود بیاید و همان دروازه بان شکست ناپذیر سالهای گذشته شود و دربی قطعاً بهترین فرصت برای اوست. شاید مهار یک پنالتی . شاید.....
پس وحید جان برای ما نه. برای خودت بجنگ.
بازگشت




