چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید


عکس روز


نظرسنجی: قهرمان نیم فصل

کدام تیم قهرمان نیم فصل لیگ برتر می شود؟

تبلیغات




اشتراک خبرنامه

اشتراک در خبرنامه
  • email معرفی به دوست
image
حرکات فیروز کریمی در کنار زمین جدا از طنزی که همیشه در بر دارد، پر از درد و دل بود. درد و دل کسی  که این روزها در کنار تمام مشکلات شخصی که با آن دست و پنجه نرم می کند، برای استقلال به معنای کلمه عرق می ریزد. فیروز کریمی مربی باهوشی است. مربی که جدا از شخصیت خاص و سخت گیری هایش، فوتبال را به خوبی می فهمد. در همین مدت کوتاهی که سکان هدایت استقلال تهران را در دست گرفته است، تغییرات زیادی را شاهد بوده ایم. شاید از بد شانسی او بود که امروز همه چیز درست مثل یک داستان از پیش نوشته شده رقم خورد تا استقلال بازی که کاملاٌ بر آن سوار بود را واگذار کند. وحید طالب لو که این روزها در بدترین دوران سالهای اخیر خود قرار دارد گل هایی را دریافت می کند که باورش برای همه ما سخت است. مهدی امیرآبادی وظایفش را فراموش می کند و در منطقه شش قدم خودش را برای گل به خودی به آب و آتش می زند. علیرضا منصوریان با کوله باری از تجربه توپ را در یک موقعیت خطرناک از دست می دهد. همه چیز آماده بود تا استقلال شکستی دیگر را تجربه کند. شکستی که با 5 ناکامی دیگر استقلال زمین تا آسمان فرق داشت.
استقلال را در نیمه اول آنالیز کنیم. تیمی که هم به گل رسید، هم سوار بر بازی بود و هم صبر و حوصله از خود نشان داد. تغییراتی که در روند حرکتی استقلال و در نیمه اول مشاهده کردیم، همه و همه از نشانه های حضور فیروز کریمی در این تیم بود. استقلال پس از مدتها از خط دفاعی خود بازیسازی را آغاز می کرد. فضا سازی هایی که در کانال های کناری زمین انجام می شد مدتها از لیست تاکتیک های استقلال به دور بود. حرکت در عرض آن هم در یک سوم دفاعی حریف بارها و بارها به چشم آمد. حرکتی که حتی باعث به ثمر رسیدن گل اول استقلال هم شد. حضور چند باره مجتبی جباری در کارهای دفاعی نوید یک تغییر را می داد. برنامه ریزی روی توپ های برگشتی نشان دهنده یک انگیزه جدید و مفید بود... اما طالب لو ها و قربانی ها و امیر آبادی ها به بد بازی کردن عادت کرده اند. چه فیروز کریمی کنار زمین فریاد بزند و چه ناصر حجازی برایشان تکلیف وظیفه کند.
استقلال شکستی دیگر را تجربه کرد. شکستی در ورزشگاه آزادی. شکستی نه روی برنامه ریزی خوب صنعت نفت، که از بازی بد بازیکنان نامی استقلال به دست آمد. ناکامی نه به خاطر ضعف فیروز کریمی، که از اشتباهات فردی بازیکنان بزرگ استقلال روی کاغذ آمد. آری، فیروز کریمی ماند و یک سری نام بزرگ. سوت دستی خود را جیب بیرون آورد و بازیکنان استقلال را به صف کرد. ((بدوید! حرف نباشد. بدوید!)) این جمله و یا صحبت های شبیه به این از سوی فیروز کریمی پر از کنایه بود. برای بازیکنانی که این روزها از فوتبال فقط پول خوب و شهرتش را می شناسند. بازیکنانی که وقتی به آنها وصله بی غیرتی می چسبانند، از گوش می گیرند و از گوش دیگر بیرون می دهند!
 
فیروز کریمی را خوب درک می کنیم. هواداران استقلال نیز او را می فهمند. برای همین است که استقلال در بدترین شرایط قرار دارد و هواداران نام کریمی را فریاد می زنند. وقتی طالب لو با داعیه ملی اینگونه گل ها را دریافت می کند، وقتی مهدی امیر آبادی با داعیه حضور در تورنمنت های بین المللی آنگونه در گل دوم آبادانی ها سهیم می شود، و وقتی گل سوم حریف باز هم از روی اشتباه بازیکنان خودی صورت می گیرد، گمان اینکه فیروز کریمی تنها و اصلی ترین مقصر این ناکامی نبود، چندان دشوار نیست.
ناصر حجازی روی نیمکت استقلال نشسته بود. نود دقیقه روی صندلی تکیه کرد و حرکات ((سرمربی)) و بازیکنان استقلال را از نزدیک ترین فاصله ممکن نظاره می کرد. اما اگر قرار بود ناصر حجازی روی اولین صندلی نیمکت استقلال بنشیند، پس یک ماه حاشیه، یک ماه گمراهی، یک ماه دردسر و یک ماه رایزنی برای حضور فیروز کریمی به عنوان ((سرمربی)) استقلال برای چه بود؟ اگر قرار بود  ناصر حجازی بار دیگر روی نیمکت استقلال تکیه کند، پس چرا فیروز کریمی نود دقیقه فریاد زد، داد کشید، بر سر خود کوبید و حرص خورد؟
تا زمانی که ارتباط از طریق تلفن همراه برقرار باشد و یا سرمربی سابق روی نیمکت تیم بنشیند، تا زمانی که بازیکنان وضعیت بحرانی استقلال را درک نکنند، و تا زمانی که در حرکت برخی بازیکنان استقلال شک و شبه وجود داشته باشد، استقلال نه پیشرفتی در خود خواهد دید و نه قهرمان دو فصل پیش بار دیگر ظهور خواهد کرد. فیروز کریمی راه سختی در پیش دارد. راهی که می تواند مقصد بدی داشته باشد. وقتی فیروز کریمی بدون درنگ می گوید: ((اگر تیم درست نشود مثل یک مرد خداحافظی می کنم...)) نشان دهنده این است که به خوبی وضعیت فعلی خود را درک کرده و سختی های آینده را با تمام وجود لمس کرده است. امیدواریم اشک های برخی از بازیکنان استقلال از حب علی باشد، نه از بغض معاویه!
شرایط امروز استقلال ما را یاد شعر سهراب سپهری می اندازد.
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست، واژه باید خود باد، خود باران باشد
  چتر ها را باید بست، زیر باران باید رفت




بازگشت

ارسال نظر نظرات - 0 مورد