عکس روز
نظرسنجی: لالیگا
کدام تیم فاتح فصل جدید رقابت های لالیگا می شود؟
تبلیغات

اشتراک خبرنامه
اشتراک در خبرنامه

1)آقاي ركورد، بار ديگر ركورد زد. شايد تقدير اين بود كه اولين گل رسمي تاريخ فوتبال امارات به ايران، در قفس توري تيمي آرام بگيرد كه علي دايي را روي نيمكتش نشانده بود. بخت بلند شهريار، مثل دو بازي گذشته ما با اماراتيها اين مرتبه هم به دادمان رسيد تا از مهلكهاي كه عرصه را سخت بر ما تنگ كرده بود، با تك امتيازي ارزشمند جان به در بريم. با اين وصف، در دل جدال با همسايه هميشه مغلوب، نكاتي وجود دارد كه نميتوان از آن به سادگي گذشت.
2) چقدر دوست داشتيم فيلم بازي با امارات را يك بار به طور كامل در كنار علي دايي ببينيم. حتي اگر اين پيشفرض نابخردانه كه «هر منتقدي، معاند است» را بپذيريم، حضور سرمربي محترم تيم ملي در كنار ما هنگام تماشاي دوباره مسابقه، ميتواند راهنماي خوبي برايمان باشد تا بفهميم تيم ما در نيمه اول از چه استراتژي و تاكتيكي براي گشودن دروازه شيخ نشين سود ميبرده است. شايد آقاي دايي بتواند به ما نشان دهد كه بازيكنان كشورمان چگونه براي گرداندن توپ در زمين از سوي كادر فني توجيه شده بودند و يا اين همه تعطيلي ليگ و اصرار براي كنار هم ماندن مليپوشان، چه تاثيري در هماهنگي آنها داشته يا چقدر در بهبود روند بازي ايرانيها مفيد بوده است؟
3) گل زيباي كريم را ميبينيم و گل زيباي مهدويكيا به كره شمالي را به ياد ميآوريم. نميخواهيم صغري، كبري بچينيم و به علي دايي حمله كنيم؛ برعكس قصد داريم از شجاعت او در دوباره فرا خواندن كيا – پسري كه به تاكتيكش نميخورد – و كريم – مردي كه بهتر از او را داشت – تمجيد كنيم. تيم ما روزهاي حساسي را در پيش دارد و «بايد» به جام جهاني برويم. امروز نرفتن به چنين تورنمنتي يك عقبگرد فاجعهآميز براي فوتبال ايران است و به ويژه كار جايي بدتر ميشود كه در صورت حذف از دور مقدماتي، بليت دايي جوان هم براي تيم ملي مفت مفت ميسوزد! ما بايد راهي ژوهانسبورگ شويم و در اين راه استفاده از همه پتانسيلهاي موجود ضروري است. غير از واحدي كه آشكارا و در چند مرحله به تيم ملي پشت كرده و بيعلاقگياش را نشان داده، هنوز هم هستند مردان گره گشاي ديگري كه مجبورند از تلويزيون بازي تيم ملي را ببينند. شايد براي نجات ايران، هنوز بتوان كارهايي كرد؛ اينطور نيست؟!
4) در اين ميان يك نكته بسيار مهم ديگر هم جود دارد كه مربوط به اتفاقات روي نيمكت تيم ملي ميشود. به نظر ميرسد علي دايي به اندازه كافي از دستيارانش حرف شنوي ندارد و روي حضور آنها و استفاده از قابليتهاي فنيشان تعصب لازم را به خرج نميدهد. بعد از ماجراي عجيب جدايي فيرات، منتفي شدن داستان حضور روته مولر در تهران و نيز كنارهگيري احمدزاده، حالا هم شواهد و قرائن از بيتفاوتي سرمربي تيم ملي نسبت به توصيههاي دستيارانش حكايت دارد. فقر رگههاي تاكتيكي در بازي تيم ملي به وضوح مشهود است و در چنين شرايطي، بيتفاوتي دايي نسبت به جدايي دستيارانش در مقاطع مختلف باعث تقويت اين ظن است كه شهريار، كمك مربيانش را فقط براي پر كردن ليست لازم دارد و اين نقيصه، ضرورتا و فورا بايد برطرف شود.
منبع:روزنامه گل
2) چقدر دوست داشتيم فيلم بازي با امارات را يك بار به طور كامل در كنار علي دايي ببينيم. حتي اگر اين پيشفرض نابخردانه كه «هر منتقدي، معاند است» را بپذيريم، حضور سرمربي محترم تيم ملي در كنار ما هنگام تماشاي دوباره مسابقه، ميتواند راهنماي خوبي برايمان باشد تا بفهميم تيم ما در نيمه اول از چه استراتژي و تاكتيكي براي گشودن دروازه شيخ نشين سود ميبرده است. شايد آقاي دايي بتواند به ما نشان دهد كه بازيكنان كشورمان چگونه براي گرداندن توپ در زمين از سوي كادر فني توجيه شده بودند و يا اين همه تعطيلي ليگ و اصرار براي كنار هم ماندن مليپوشان، چه تاثيري در هماهنگي آنها داشته يا چقدر در بهبود روند بازي ايرانيها مفيد بوده است؟
3) گل زيباي كريم را ميبينيم و گل زيباي مهدويكيا به كره شمالي را به ياد ميآوريم. نميخواهيم صغري، كبري بچينيم و به علي دايي حمله كنيم؛ برعكس قصد داريم از شجاعت او در دوباره فرا خواندن كيا – پسري كه به تاكتيكش نميخورد – و كريم – مردي كه بهتر از او را داشت – تمجيد كنيم. تيم ما روزهاي حساسي را در پيش دارد و «بايد» به جام جهاني برويم. امروز نرفتن به چنين تورنمنتي يك عقبگرد فاجعهآميز براي فوتبال ايران است و به ويژه كار جايي بدتر ميشود كه در صورت حذف از دور مقدماتي، بليت دايي جوان هم براي تيم ملي مفت مفت ميسوزد! ما بايد راهي ژوهانسبورگ شويم و در اين راه استفاده از همه پتانسيلهاي موجود ضروري است. غير از واحدي كه آشكارا و در چند مرحله به تيم ملي پشت كرده و بيعلاقگياش را نشان داده، هنوز هم هستند مردان گره گشاي ديگري كه مجبورند از تلويزيون بازي تيم ملي را ببينند. شايد براي نجات ايران، هنوز بتوان كارهايي كرد؛ اينطور نيست؟!
4) در اين ميان يك نكته بسيار مهم ديگر هم جود دارد كه مربوط به اتفاقات روي نيمكت تيم ملي ميشود. به نظر ميرسد علي دايي به اندازه كافي از دستيارانش حرف شنوي ندارد و روي حضور آنها و استفاده از قابليتهاي فنيشان تعصب لازم را به خرج نميدهد. بعد از ماجراي عجيب جدايي فيرات، منتفي شدن داستان حضور روته مولر در تهران و نيز كنارهگيري احمدزاده، حالا هم شواهد و قرائن از بيتفاوتي سرمربي تيم ملي نسبت به توصيههاي دستيارانش حكايت دارد. فقر رگههاي تاكتيكي در بازي تيم ملي به وضوح مشهود است و در چنين شرايطي، بيتفاوتي دايي نسبت به جدايي دستيارانش در مقاطع مختلف باعث تقويت اين ظن است كه شهريار، كمك مربيانش را فقط براي پر كردن ليست لازم دارد و اين نقيصه، ضرورتا و فورا بايد برطرف شود.
منبع:روزنامه گل
بازگشت




