بهاي گزاف آنتي دربي


عکس روز


نظرسنجی: قهرمان نیم فصل

کدام تیم قهرمان نیم فصل لیگ برتر می شود؟

تبلیغات




اشتراک خبرنامه

اشتراک در خبرنامه
  • email معرفی به دوست
image

آرین اسپورت، آبیته دات کام - دربي بد است... چون بزرگ است. به قدري بزرگ كه جامعه جهان سومي ظرفيت پذيرش آن را ندارد. و يا شايد توانايی پرداختن به آن را. دربي بد است چون خرج دارد.
بد است چون جامعه را تا مدتي سرگرم كرده و از مسائل سياسي روز دنيا عقب مي اندازد. چون براي روزها و ساعت ها همه افكار معطوف آن مي شود.
دربي خوب نيست چون در جامعه جنبه كافي براي  قبول واقعيت هاي آن وجود ندارد.
دربي خسارت مي زند. به خيابان ها. به در و ديوار هاي شهر. به شيشه ها و صندلي هاي فرسوده سرويس هاي شركت واحد و...
و به احساسات پاك فوتبال دوستان.
دربي مهم است. براي من. براي شما. براي كودك. براي پيرزن. حتي آن كه مي گويد فوتبال ديگر چيست؟ بيست و دو تا آدم الاف به دنيال يگ گوي سفيد رنگ مي دوند و عده اي الاف تر به تماشاي آن مي نشينند. حتي براي آن شخص نيز دربي متفاوت است و با التهاب به تماشاي آن مي نشيند.
دربي خطرناك است. چون روح جامعه را زخمي ميكند.
دربي بد است چون براي سياستمداران، دولتمردان و سردمداران جامعه بهاي گزافي به جاي ميگذارد.دربي داور خارجي مي طلبد و توجهي فراوطني...

***

1- چيزي كه روز دوشنبه در همدان ديديم به هر چيز شباهت داشت جز يك فوتبال طبيعي و عادي. سواي آن نتيجه عجيب و اتفاقاتي كه شايد از هر 10.000 مسابقه در يك بازي هم تكرار نشود، مسائلي وجود دارد كه حداقل منِ نگارنده را نمي تواند قانع كند كه اين يك فوتبال پاك و بدون حرف و حديث بود.
پرسپوليس در اين بازي شكست نخورد. بلكه قرباني شد. قرباني يك سياست غلط به نام آنتي دربي.

2- محسن صفائي فراهاني در اولين روزهاي كناره گيري اش از سمت رياست فدراسيون فوتبال ادعاي عجيبي كرد: در روز قبل از دربي فينال جام حذفي از بالا با من تماس گرفتند و گفتند اين بازي هم(به كلمه «هم» توجه كنيد)  بايد مساوي شود، و من هم براي آنها توضيح دادم كه اين بازي فينال جام حذفي است و مساوي ندارد.
شايد همان موقع بود كه حكم عدم تقابل آبي و قرمز در جام حذفي مهر شد و آن سال اولين و آخرين رويارويي آبي و قرمز را شاهد بوديم.
در آن زمان كه من نگارنده به اندازه امروز از فوتبال و مسائل پشت پرده آن سر در نمي آوردم متعجب بودم كه چرا دو قطب اصلي فوتبال كشورمان هيچ گاه در جام حذفي مقابل هم قرار نمي گيرند و ما نمي توانيم در يكسال 3 بار شاهد دربي باشيم.
اين مسائل روز به روز روشن تر مي شد و افرادي كه در فوتبال ما پخته شده بودند مي دانستد كه بايد به بالا دستي ها چشم  گفت و پا روي دم آنها  گذاشتن بهاي سنگيني در برخواهد داشت.
ولي افرادي كه از بيرون گود وارد فوتبال ما مي شدند و از مسائل بالاي سر خبري نداشتد اعتراض كردند و چه ساده بودند كه  فكر مي كردند صدايشان به جايي ميرسد. يكي از آنها رولند كخ بود كه پس از تساوي در دربي گفت اين بازي از نظر من غير عادي بود. و البته اوهم به جرم ناداني لب به سخن گشود. وگرنه هرگز حرفي نمي زد و البته ساكت كردن او و امثال او با يك دعوت به كميته انظباطي و توجيه كردن آنها امكان پذير بود كه در نهايت حاصل شد.
ولي آن روزها كسي از اين مسائل خبر نداشت و چيزي در اين مورد نمي دانست. و به همين جهت هم هرگاه امير قلعه نوعي از دست هاي پشت پرده صحبت مي كرد، مورد تمسخر آحاد جامعه قرار ميگرفت. از عادل فردوسي پور گرفته و ژورناليست هاي روشن فكر وطني تا مردم كوچه و بازار و سفره خانه اي كه هر كدام در نوع خود آناليزورهاي قابلي هستند.
و همه اين ها بهاي گزاف آنتي دربي جامعه ما بودند و شهود اين مسئله عدم تقابل استقلال و پرسپوليس در جام هاي حذفي آن هم به شكلي عجيب بود. چه با باختن به تيم هاي درجه چندمي مثل شاهين بوشهر و مقاومت مرصاد شيراز و چه كناره گيري از جام حذفي بدون اطلاع سرمربي كه در سالهاي گذشته از آبي پوشان پايتخت ديديم و اكنون هم بازي پرسپوليس و پاس همدان مارا بيشتر به اين موضوع واقف كرد و نتيجه آن هم چيزي نبود جز  مورد تمسخر قرار گرفتن و تحقير هواداراني كه كوچكترين نقشي در اين بازي هاي سياسي نداشتند.

نكته جالي كه اكنون توجه ما را جلب كرده، اين است كه همواره در سالهايي كه پرسپوليس حضور كمرنگي در ليگ داشته است و استقلال در كورس قهرماني به سر مي برد اين آبي پوشان پايتخت بودند كه بايد راه را براي رقيب سنتي خود در رسيدن به فينال باز مي كردند و حال كه عكس اين قضيه صدق مي كند و شانس قهرماني پرسپوليس در ليگ بيشتر است وظيفه آنهاست كه به طرزي عجيب و باور نكردني از جام حذفي كنار بروند تا مبادا دربي سومي در طول يك سال به فوتبال ما تحميل شود. كه علاوه بر خرج سنگيني كه بر دوش دولت مي گذراد حق مساوي كردن هم نداشته باشد و مجبور باشد يك تيم را به عنوان تيم پيروز ميدان از زمين بازي خارج كند.
اين ها را گفتيم تا يكي ديگر از دلايل عقب افتادگي فوتبال ما را از فوتبالهايي كه شايد پتانسيلشان با ما قابل قياس نباشد ولي به دليل مديريت صحيح و برنامه ريزي دست و اصولي از ما پيش افتاده اند را بيان كرده باشيم.

3- قصد مقایسه نداريم چون اين مقایسه بسیار خنده دار است كه ليگ خودمان را با كالچو مقايسه كنيم، اما نمي توانيم اشاره اي نداشته باشيم به بزرگ ترين دربي دنيا يعني ميلان و اينتر كه جذابيت هاي فوتبال ايتاليا را دوچندان مي كند و مديران ايتاليايي كه به اين مهم وافقت هستند هميشه از دربي استقبال مي كنند تا علاوه بر دوبازي رفت و برگشت در ليگ شاهد آن باشيم كه اين دو تيم محبوب هم شهري بارها در جام حذفي، جام اتحاديه، ليگ قهرمانان و صد البته جامي تهت عنوان T.I.M كه هر ساله در ابتداي فصل ليگ ايتاليا برگذار ميشود به ديدار هم بروند تا از اين راه علاوه بر جذابيتي كه به كيفيت فوتبال ايتاليا مي افزايد درآمدي هم از بابت بليت فروشي، تلبيغات و حق پخش تلويزيوني آن در سرتاسر دنيا به جيب خود و دولتشان برود تا مديران ارشد ورزشي اين كشور مثل تيمداران ايراني از نداري و بي پولي ننالند و هرروز به دليل بدهي به اين و آن كارشان به دادگاه هاي جهاني كشيده نشود

***

پرسپوليس باخت و اين بار هم دربي سومي در كار نخواهد بود. ديگر نيازي به دعوت از داور خارجي نداريم. اتوبوس هاي شركت واحد نيز سالم خواهد ماند.
ولي اين روح فوتبال است كه از اين بابت مريض شده است و كسي توجهي به آن ندارد!





بازگشت

ارسال نظر نظرات - 0 مورد